first love
part thirty-five³⁵ :)
جونگ کوک:
رسیدیم و همه پیاده شدیم من چمدون اهیون رو با چمدون خودم اوردم چون حالش بد بود و استفراغ کرده بود صدرصد جون نداشت، یونا رفت داخل کشتی دوباره تا اهیون رو بیدار کنه.
جزیره خیلی خوشگل بود: جزیره ای که خیلی کوچیک نبود و خیلی هم بزرگ نبود وسط جزیره جنگل مانند بود و دور جزیره شن و ماسه ای بود، که اتاقک ها هم بالاتر از دریا و روی ماسه ها بود ، طبق چیزی که دور زدیم و دیدیدم.. دوتا اتاقک نسبتا بزرگ به سایر اتاقک هاس که یکی ۷ تخته برای ما پسرا و اون یکی ۵ تخته برای دختراس، ساختار اتاقک ها از یه نوع برگ گیاه خیلی کلفته که با چوب های بامبو استوار وایساده،کف اتاقک ها چوبیه و تخت ها هم از همون برگ های کلفت و چوب بامبو ساخته شدن.
هر اتاقی یه بطری بزرگ داره برای تلویزیون و شارژ موبایل یا سشوار و ... و ۷ قفسه روی دیوار برای اینکه اگه خواستیم وسیله ای چیزی بزاریم و روی هر قفسه برای هر نفر یه لباس مایو برای شنا عه از پسر ها مشکی و یه شکله ولی خب از دخترا رو ندیدم، یه میز هم هست که داخلش انواع خوراکی های خوشمزه هست.
در اتاق ها هم از همون برگ کلفته، بیرون اتاق ها چسبیده به هر اتاق یه اتاقکه کوچیکه از همون جنس برگ و کفش هم همونطور چوبیه و مثل اینکه برای تعویض لباسه و هیچ دوربینی توش نیست.
سمت چپ اتاق ها یه باز بزرگه که انواع نوشیدنی های الکلی توی قفسه هاس و یه اپن بین قفسه ها و صندلی ها و در مجموع هم ۱۲ تا صندلی و ۱۲ جام نوشیدنی اونجا هست.
روبهروی اتاق ها و بار نزدیکتر به دریا ۴ تا تنه چوب بزرگه که گرد دور محل روشن کردن اتیشه و روی هر تنه ۳_۴ نفر میتونن بشینن.
سمت راست اتاق ها یه اتاق بزرگتری نسبت به بقیه هست که وقتی واردش شدیم استف توضیح داد"این اتاق دارای اشپزخونه، سالن برای نشستن و دورهمی و فضایی برای گیم با سیستم داره، دم اتاق جا کفشی هست که قبل ورود کفش هاتون رو در بیارید تا داخل خونه چون غذا میخورید ماسه ای نشه و داخل غذاتون ماسه نریزه. ۷ دمپایی مردونه و ۵ تا دمپایی زنونه هم هست که پا برهنه نباشید. توی اشپزخونه ۳ تا یخچاله که پره توی قفسه ها هم ظروف مورد نیاز هاست و توی کشو ها هم یسری خوراکی های دیگه که نیازی نیست توی یخچال باشه.. اونجا ۸ تا کامپیوتر گیم عه که بازی کنید و اونجا هم سالن اصلی عه که داخلش کتاب هست و وسایل اتیشبازی و بازی های فکردی و پاسور و اونو"
بعد توضیح های استف رفتیم بیرون از اتاقه ، بین این اتاق و اتاق ها ۶ تا اتاقک خیلی کوچیکه که ۳ تاش توالته و ۳ تای دیگه برای حموم کردنه. اونم فکر کنم کف همشون چوبی باشه.
داشتیم میرفتیم سمت اتاق ها که دیدم یونا و اهیون بلاخره اومدن بیرون، خیلی گوگولی شده بود با چشم های بسته یونا داشت میکشیدش پایین.. همین که نزدیک زمین شدن یونا یه چیزی به اهیون گفت که چشم هاش سریع باز شد و وقتی پاشو گذاشت روی ماسه به زیر پاش نگاه کرد.
"ساعت چنده؟"
جیمین جواب اهیون رو داد"طبق گفته استف ها اینجا الان ساعت ۹ صبحه"
اهیون سرش رو تکون داد و بعد برای اهیون و یونا یکی یکی توضیح دادیم که اینجا چطوریه.
"جونگ کوک.. چمدونم کجاست؟"
"توی اتاقتونه"
سرش رو تکون داد و رفت داخل اتاقش.
(جزیره اسلاید دوم)
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
جونگ کوک:
رسیدیم و همه پیاده شدیم من چمدون اهیون رو با چمدون خودم اوردم چون حالش بد بود و استفراغ کرده بود صدرصد جون نداشت، یونا رفت داخل کشتی دوباره تا اهیون رو بیدار کنه.
جزیره خیلی خوشگل بود: جزیره ای که خیلی کوچیک نبود و خیلی هم بزرگ نبود وسط جزیره جنگل مانند بود و دور جزیره شن و ماسه ای بود، که اتاقک ها هم بالاتر از دریا و روی ماسه ها بود ، طبق چیزی که دور زدیم و دیدیدم.. دوتا اتاقک نسبتا بزرگ به سایر اتاقک هاس که یکی ۷ تخته برای ما پسرا و اون یکی ۵ تخته برای دختراس، ساختار اتاقک ها از یه نوع برگ گیاه خیلی کلفته که با چوب های بامبو استوار وایساده،کف اتاقک ها چوبیه و تخت ها هم از همون برگ های کلفت و چوب بامبو ساخته شدن.
هر اتاقی یه بطری بزرگ داره برای تلویزیون و شارژ موبایل یا سشوار و ... و ۷ قفسه روی دیوار برای اینکه اگه خواستیم وسیله ای چیزی بزاریم و روی هر قفسه برای هر نفر یه لباس مایو برای شنا عه از پسر ها مشکی و یه شکله ولی خب از دخترا رو ندیدم، یه میز هم هست که داخلش انواع خوراکی های خوشمزه هست.
در اتاق ها هم از همون برگ کلفته، بیرون اتاق ها چسبیده به هر اتاق یه اتاقکه کوچیکه از همون جنس برگ و کفش هم همونطور چوبیه و مثل اینکه برای تعویض لباسه و هیچ دوربینی توش نیست.
سمت چپ اتاق ها یه باز بزرگه که انواع نوشیدنی های الکلی توی قفسه هاس و یه اپن بین قفسه ها و صندلی ها و در مجموع هم ۱۲ تا صندلی و ۱۲ جام نوشیدنی اونجا هست.
روبهروی اتاق ها و بار نزدیکتر به دریا ۴ تا تنه چوب بزرگه که گرد دور محل روشن کردن اتیشه و روی هر تنه ۳_۴ نفر میتونن بشینن.
سمت راست اتاق ها یه اتاق بزرگتری نسبت به بقیه هست که وقتی واردش شدیم استف توضیح داد"این اتاق دارای اشپزخونه، سالن برای نشستن و دورهمی و فضایی برای گیم با سیستم داره، دم اتاق جا کفشی هست که قبل ورود کفش هاتون رو در بیارید تا داخل خونه چون غذا میخورید ماسه ای نشه و داخل غذاتون ماسه نریزه. ۷ دمپایی مردونه و ۵ تا دمپایی زنونه هم هست که پا برهنه نباشید. توی اشپزخونه ۳ تا یخچاله که پره توی قفسه ها هم ظروف مورد نیاز هاست و توی کشو ها هم یسری خوراکی های دیگه که نیازی نیست توی یخچال باشه.. اونجا ۸ تا کامپیوتر گیم عه که بازی کنید و اونجا هم سالن اصلی عه که داخلش کتاب هست و وسایل اتیشبازی و بازی های فکردی و پاسور و اونو"
بعد توضیح های استف رفتیم بیرون از اتاقه ، بین این اتاق و اتاق ها ۶ تا اتاقک خیلی کوچیکه که ۳ تاش توالته و ۳ تای دیگه برای حموم کردنه. اونم فکر کنم کف همشون چوبی باشه.
داشتیم میرفتیم سمت اتاق ها که دیدم یونا و اهیون بلاخره اومدن بیرون، خیلی گوگولی شده بود با چشم های بسته یونا داشت میکشیدش پایین.. همین که نزدیک زمین شدن یونا یه چیزی به اهیون گفت که چشم هاش سریع باز شد و وقتی پاشو گذاشت روی ماسه به زیر پاش نگاه کرد.
"ساعت چنده؟"
جیمین جواب اهیون رو داد"طبق گفته استف ها اینجا الان ساعت ۹ صبحه"
اهیون سرش رو تکون داد و بعد برای اهیون و یونا یکی یکی توضیح دادیم که اینجا چطوریه.
"جونگ کوک.. چمدونم کجاست؟"
"توی اتاقتونه"
سرش رو تکون داد و رفت داخل اتاقش.
(جزیره اسلاید دوم)
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
- ۲۴۵
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط